الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
85
الغدير ( فارسى )
پشيمان شدهاند و هرگاه كارد به استخوان برسد ، ترا دستگير و تسليم مىكنند . از مصر خارج شو كه من خيرخواه توام ، و السّلام . همچنين عمرو نامهء معاويه را براى محمد بن ابى بكر فرستاد كه در آن نامه چنين آمده بود : اما بعد ، ستم و ظلم عواقب وخيم دارد و هركه به ناحق خون ريزد ، از انتقام اين جهان و كيفر دردناك آخرت در امان نيست و ما كسى را سراغ نداريم كه بيش از تو بر عثمان ستم روا داشته ، به عيبجويى از او پرداخته و با او به مخالفت برخاسته باشد . تو در شمار كسانى هستى كه بر عليه او سخنچينى كردهاند و در ريختن خونش شركت داشتهاند و گمان مىكنى كه من از تو غافل بوده و فراموشت كردهام كه بيايى و در ولايتى مجاور قلمرو من حكم رانى كه بيشتر ساكنانش ياران من و همراى من و منتظر گفتار من باشند و بر ضد تو از من يارى طلبند . اينك من گروهى را كه كينهات را به دل دارند و تشنهء خون تو هستند و از پيكار با تو به خدا تقرب مىجويند و با خدا پيمان بستهاند كه ترا به كيفر كردارت برسانند ، به سوى تو روانه كردهام . اگر جز اين نبود كه خونت بريزند ، اعلام خطر نمىكردم ، چه من دوست داشتم ترا بكشند كه ستم روا داشتهاى و حق خويشاوندى را رعايت نكردهاى و بر عثمان تاختهاى در آن روز كه با تيرهاى تو ما بين پشت گوش و رگهاى گردنش را هدف قرار دادند ، اما من از اينكه فردى قرشى را به چنين كيفرى برسانم ، اكراه دارم و اين خداست كه هرجا باشى ، هرگز ترا از قصاص مصون نخواهد داشت ، و السّلام . محمّد هردو نامه را پيچيد و نزد على فرستاد ، و در پاسخ نامهء معاويه چنين نوشت : اما بعد ، نامهء تو رسيد كه در آن كار عثمان را آنگونه ياد كردهاى كه من از آن هيچ عذرخواهى نمىكنم . در نامهات گفتهاى از تو دور شوم ، گويى كه خيرخواه من هستى و مرا از كشته شدن بيم دادهاى ، انگار كه يار مشفق منى . من اميدوارم كه پيروزى از آن من باشد و در ميدان كارزار سركوبتان كنم . اگر شما پيروز شديد و حكومت دنيا را به كف آورديد ، چه بارها كه ستمگرى را يارى كردهايد و چه بسيار مؤمنانى را كه كشتهايد و مثله